آرتینآرتین، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

آرتین شیرینی زندگی مامان الهه و بابا مجتبی

نگهبانی شیفت شب

سلام گل مسری.عجیجم دیشب ساعت 5 صبح خوابیدی مامان و بابا رو تا تونستی اذیت کردی تا دم صبح دیگه رو پاهای مامانی خوابت برد.عزیز امروز اومد بردت حمام کیف کردی خوابیدی.تا ببینی امشب چه نقشه ای واسه مامان باباداری؟؟؟الان که حسابی تو خواب نازی.شب میخوایم ببریم جواب آزمایشتو نشون دکتر بدیم.مامانی از دیشب دارم واست نرم افزار دانلود میکنم که عکسای خوشجلتو بذارم تو وبلاگت ولی تا الان موفق نشدم.دوست داریم.بوس بوسی.
8 بهمن 1391

آرتین شیشلی

سلام مامانی امروز 45امین روز از روزای قشنگ زندگیته.دیشب ساعت 2 خوابیدی ولی در عوض راحت خوابیدی و مامان و بابا رو اذیت نکردی و ساعت 7 بیدار شدی.مامانی امروز زیاد حالش خوب نبود بعد از اینکه شیر خوردی باهات خوابیدم.ساعت 10 بیدار شدی و تا ساعت 12 بازی کردی مامانی هم طبق معمول نرسید ناهار درست کنه.عصر نوبت دکتر داشتی بابایی رفت پیش یه دکتر خوب واست نوبت گرفت.نمی دونم چرا هنوز زردی داری ولی زیاد نیست ها نگران نباش من و بابایی مواظبتیم.بردیمت پیش هه آقا دکتر مهربون واست دوباره آزمایش نوشت. نهمن زیر بار میرفتم ببرمت ازمایشگاه نه بابایی آخه دلمون نمی اومد گل پسریمون اونقه اونقه کنه.اما بردیمت دلمون ضعف رفت اما مجبور بودیم مامان.الانم خوابی که من دارم...
7 بهمن 1391

کار جدید من!

شیشل مامان از 2-3روز پیش(2ماه و 5روزگی)علاوه بر صدای آقوصدای آبو هم از خودت در میاری.3 4 روزی هم هست لب میذاری و گریه میکنی و مهمتر از هم اینکه شب ها نمیذاری بخوابیم.خوب البته تقصیر مامان بابا هم هست چون 5شنبه بردیم اذیتت کردیم.خیلی شیرین و ناز شدی عزیزم.خیلییییییییییییییی.دو 3هفته هست که معنی دار واسمون میخندی.قربون خنده هات برم.
30 دی 1391